تنگه بابالمندب کجاست؟ | بستهشدن این آبراه چه پیامدهایی دارد؟
در پی تشدید تنش میان عربستان و حوثیهای یمن همچنین اعلام محاصره دریایی علیه عربستان از سوی این گروه، تنگه بابالمندب بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ آبراهی راهبردی که اختلال در آن میتواند انتقال نفت و کالا میان آسیا و اروپا را با چالش جدی مواجه کند.
به گزارش اقتصادآنلاین، بازار جهانی انرژی این روزها زیر فشار تنش در دو گلوگاه راهبردی قرار گرفته است.
پیش از آنکه خطر اختلال در بابالمندب به نگرانی تازه بازار تبدیل شود، تردد کشتیها در تنگه هرمز بهشدت کاهش یافته بود و این وضعیت همچنان ادامه دارد.
تنگه هرمز در سال ۲۰۲۵ مسیر عبور روزانه نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی، معادل حدود ۲۵ درصد تجارت دریایی نفت جهان بود. همچنین نزدیک به ۱۹ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایع یا LNG از این آبراه عبور میکرد.
اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی حوثیها تاکنون به معنای انسداد کامل بابالمندب نبوده است.
این گروه به شرکتهای کشتیرانی هشدار داده است که از بارگیری یا تخلیه کالا در بنادر عربستان خودداری کنند. بااینحال، این تهدید بر رفتار کشتیرانی اثر گذاشته و براساس گزارش رویترز، دستکم سه نفتکش حامل نفت عربستان که عازم چین و هند بودند، پس از ورود به دریای سرخ تغییر مسیر دادهاند.
اکنون تشدید تنشها و معادلات منطقهای، سوال مهمی را در اذهان عمومی ایجاد کرده است:
تنگه بابالمندب کجاست و بستهشدن یا اختلال در آن چه پیامدهایی برای بازار انرژی و تجارت جهانی به دنبال دارد؟
جغرافیای تنگه بابالمندب
تنگه بابالمندب آبراهی راهبردی میان شبهجزیره عربستان و شاخ آفریقاست که دریای سرخ را به خلیج عدن، دریای عرب و در نهایت اقیانوس هند متصل میکند. یمن در ساحل شرقی این تنگه قرار دارد و جیبوتی و اریتره در سمت غربی آن واقع شدهاند. بابالمندب در باریکترین نقطه حدود ۲۹ کیلومتر عرض دارد.
جزیره میون که با نام پریم نیز شناخته میشود، در بخش جنوبی تنگه و نزدیکتر به ساحل یمن قرار گرفته و بابالمندب را به دو کانال تقسیم کرده است.
کانال شرقی در مجاورت سواحل یمن حدود سه کیلومتر عرض دارد؛ اما کانال غربی، میان جزیره میون و سواحل آفریقا، حدود ۲۵ کیلومتر پهنا دارد و مسیر اصلی عبور کشتیهای بزرگ تجاری و نفتکشها محسوب میشود.
اهمیت جغرافیای اقتصادی
به گزارش اقتصادآنلاین، اهمیت اقتصادی بابالمندب به ارتباط آن با دریای سرخ و کانال سوئز بازمیگردد.
کشتیهایی که از آسیا و اقیانوس هند راهی اروپا هستند، پس از عبور از بابالمندب وارد دریای سرخ میشوند و سپس از طریق کانال سوئز به دریای مدیترانه میرسند. در جهت مقابل نیز کالاها و محمولههای انرژی اروپا برای رسیدن به بازارهای آسیایی از همین مسیر عبور میکنند.
به همین دلیل، بابالمندب دروازه جنوبی مسیر دریایی سوئز و یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت جهانی به شمار میرود.

چه کالاهایی از بابالمندب عبور میکنند؟
براساس برآورد منتشرشده از سوی آسوشیتدپرس، حدود ۱۲ درصد تجارت جهانی از مسیر بابالمندب و دریای سرخ عبور میکند. بااینحال، پایگاه آماری واحدی وجود ندارد که سهم دقیق هر گروه کالایی را از کل تجارت عبوری این تنگه مشخص کند.
برخی منابع حجم بار، برخی ارزش محمولهها و برخی تعداد کشتیها را محاسبه میکنند؛ بنابراین نمیتوان برای تمام کالاهای عبوری درصد قطعی ارائه کرد.
دقیقترین آمار موجود به محمولههای انرژی مربوط میشود. براساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶ روزانه حدود ۵.۴ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از بابالمندب عبور کرده است.
از این میزان، ۳.۲ میلیون بشکه به نفت خام و میعانات و ۲.۲ میلیون بشکه به فرآوردههای نفتی اختصاص داشته است. به عبارت دیگر، حدود ۵۹ درصد جریان نفتی تنگه را نفت خام و میعانات و نزدیک به ۴۱ درصد آن را فرآوردههای نفتی تشکیل دادهاند. این فرآوردهها میتوانند شامل گازوئیل، بنزین و سوخت جت باشند.
همچنین در همین دوره روزانه حدود ۲.۹ میلیارد فوتمکعب گاز طبیعی مایع از این مسیر عبور کرده است.
اهمیت انرژی بابالمندب پس از اختلال در تنگه هرمز افزایش یافته است.
براساس دادههای کپلر که رویترز منتشر کرده، حجم نفت و فرآوردههای نفتی عبوری از این تنگه در ژوئن ۲۰۲۶ به حدود ۷.۴ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی معادل نزدیک به ۷ درصد تولید روزانه نفت جهان.
کپلر جزئیات عمومی و قابل استنادی درباره ترکیب دقیق نفت خام و فرآوردهها در رقم ماه ژوئن منتشر نکرده است؛ بنابراین نباید نسبت ۵۹ به ۴۱ سهماهه نخست را به آمار ژوئن تعمیم داد.
در کنار انرژی، کشتیهای کانتینری حامل خودرو، ماشینآلات، قطعات صنعتی، مواد اولیه، پوشاک، لوازم الکترونیکی و دیگر کالاهای مصرفی نیز از بابالمندب عبور میکنند.
کشتیهای فلهبر نیز غلات، مواد غذایی، کودهای شیمیایی، سنگآهن، فلزات و دیگر مواد خام را جابهجا میکنند. بااینحال، آمار معتبر و بهروزی که سهم دقیق هریک از این کالاها را از کل تردد بابالمندب مشخص کند، در دسترس نیست و اعلام درصدهای جزئی برای آنها میتواند گمراهکننده باشد.
کدام کشورها از بستهشدن بابالمندب آسیب میبینند؟
بستهشدن یا اختلال جدی در بابالمندب پیامدهای اقتصادی گستردهای خواهد داشت، اما عربستان، مصر و کشورهای اروپایی در میان مهمترین طرفهای آسیبپذیر قرار میگیرند.
عربستان سعودی پس از اختلال در تنگه هرمز، بخش بیشتری از نفت خود را از طریق خط لوله شرق–غرب به بندر ینبع منتقل کرده است. نفت بارگیریشده در ینبع برای رسیدن از کوتاهترین مسیر به چین، هند و دیگر مشتریان آسیایی باید از بابالمندب عبور کند.
بستهشدن این تنگه صادرات عربستان را بهطور کامل متوقف نمیکند، اما نفتکشها را مجبور میکند به سمت شمال حرکت کنند و پس از استفاده از کانال سوئز یا خط لوله سومِد، آفریقا را از مسیر دماغه امیدنیک دور بزنند. این تغییر مسیر، بسته به مقصد و نوع کشتی، میتواند چند هفته به زمان سفر اضافه کند و هزینه حمل و بیمه را بهشدت افزایش دهد.
مصر نیز از کاهش تردد در کانال سوئز آسیب میبیند. بستهشدن بابالمندب، مسیر جنوبی دسترسی کشتیهای آسیایی به دریای سرخ و کانال سوئز را مسدود میکند و درآمد ارزی مصر از عوارض عبور کشتیها را کاهش میدهد.
تجربه بحران قبلی نشان داد درآمد کانال سوئز از حدود ۱۰.۲۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳، با افت حدود ۶۱ درصدی به نزدیک ۳.۹۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ رسید.
کشورهای اروپایی بیشتر از مسیر افزایش هزینه انرژی و تجارت آسیب میبینند. بخشی از کالاهای وارداتی اروپا از آسیا و همچنین محمولههای گازوئیل و سوخت جت از هند و خاورمیانه از مسیر بابالمندب و کانال سوئز عبور میکند. تغییر مسیر کشتیها به سمت دماغه امیدنیک، زمان تحویل، مصرف سوخت، کرایه حمل و حق بیمه را افزایش میدهد و میتواند فشار تازهای بر قیمت انرژی و کالاهای مصرفی در اروپا وارد کند.
اختلال همزمان در هرمز و بابالمندب چه پیامدهایی دارد؟
اختلال همزمان در تنگه هرمز و بابالمندب میتواند شوکی کمسابقه به بازار جهانی انرژی وارد کند.
هرمز، مسیر اصلی خروج نفت و LNG کشورهای حاشیه خلیج فارس است و بابالمندب نیز راه ارتباطی دریای عرب با دریای سرخ، کانال سوئز و اروپا محسوب میشود. در چنین شرایطی، نهتنها صادرات کشورهایی مانند عربستان، عراق، کویت، قطر، امارات و ایران با محدودیت روبهرو میشود، بلکه مهمترین مسیر جایگزین عربستان از طریق خط لوله شرق–غرب و بندر ینبع نیز برای دسترسی سریع به مشتریان آسیایی کارایی خود را از دست میدهد.
البته ارقام مربوط به جریان انرژی در هرمز و بابالمندب را نمیتوان با یکدیگر جمع کرد؛ زیرا بخشی از نفتی که ابتدا از هرمز عبور میکند، ممکن است در ادامه مسیر از بابالمندب نیز بگذرد و میان آمار دو تنگه همپوشانی وجود دارد.
پیامد این وضعیت فقط افزایش قیمت نفت نخواهد بود. کاهش عرضه LNG در نتیجه اختلال هرمز، جهش هزینه بیمه و کرایه کشتی، تأخیر در تحویل کالاهای آسیایی به اروپا و افت درآمد کانال سوئز از دیگر نتایج احتمالی آن است.
مسیرهایی مانند خط لوله انتقال نفت به بندر فجیره امارات و دورزدن آفریقا از طریق دماغه امیدنیک میتوانند بخشی از فشار را کاهش دهند، اما ظرفیت و سرعت لازم برای جایگزینی کامل این دو تنگه را ندارند. در نتیجه، تداوم اختلال در هرمز و بابالمندب میتواند شوک انرژی را به بحرانی گستردهتر در تجارت جهانی، زنجیره تأمین و تورم تبدیل کند.






